سفر به خانه آزاد شده

safar-beh-khanehو خدای گفته است " طواف کنند گرد آن خانه که از دعوی جباران آزاد است." این نوشته در ابتدای سفرنامه حج من آمده است، در سال 1378 برای اولین بار به سفر حج رفتم، و همان یک بار. برنده بهترین طنزنویس مطبوعات کشور شده بودم و جایزه اش رفتن به حج بود، اما خودم هم کنجکاو بودم که چه اتفاقی برایم می افتد. این کتاب هم سیاحتنامه شرق من است و هم سیاحتنامه غرب من. بایزید بسطامی در توصیف سفر حج گفته است " سه گروه قصد بیت العتیق کنند؛ نخست آنان که پاداش خواهند، دوم آنانکه مشاهده کنند و سوم آنانکه قصد مشاهده صاحب خانه دارند." و من برای مشاهده خانه رفته بودم و می خواستم علاوه بر مشاهده تمرینی در نوشتن بکنم، همه چیز را در حین انجام و مشاهده بنویسم. به همین دلیل بود که سفرنامه من، که چندان هم مختصر نیست، زمانی که هواپیما بر زمین نشست و به تهران رسیدم تمام شد و فکر می کنم یکی دو ماه بعد از پایان نوشتن منتشر شد و چندین بار تجدید چاپ گشت. فصل بندی کتاب چنین است:

  • روز اول: راه حج در دوردست.
  • روز دوم: مدینه، شهر رسول خدا
  • روز سوم: مدینه شهر تاریخ
  • روز چهارم: حکومت وهابی ها در مدینه
  • روز پنجم: مدینه، افغانی ها، پاکستانی ها.... و ایرانی ها
  • روز ششم: زندگی پنهانی مردم مدینه
  • روز هفتم: گلاب الدین از زندگی خسته شده است.
  • روز هشتم: خداحافظی با مدینه پیامبر
  • روز نهم: جای پای خلیل الله
  • روز دهم: زیارت یا سیاحت یا...
  • روز یازدهم: در محضر شیطان
  • روز دوازدهم: فری شاپ بزرگی به نام عربستان

این کتاب بسیاری را با من رفیق کرد، مسلمانان پاکدلی که با این سفرنامه حج کرده بودند و با آن به خدا نزدیک شده بودند، چیزی که من اصلا قصدش را نداشتم، من فقط سعی می کردم داستان خودم را بنویسم. خیلی از خوانندگانی که با این کتاب حج عمره را گذراندند، به من گفتند که در آن سفر احساساتی شبیه من داشتند. نظر قاضی مقدس، قاضی دادگاه که مرا بخاطر بسیاری از اتهامات، از جمله اهانت به مقدسات در همین کتاب، بازجویی کرد، مثل آن خوانندگان نبود. به همین دلیل خواندن این کتاب را به بازجوها توصیه نمی کنم.

نظر جدید


رمز واژه
رمز واژه جدید

(0 votes, میانگین 0 از 5)

بوک مارک

Facebook Fanbox 1.5.x.0

همراهان

 104 مهمان حاضر