اعتراف
در همان اولین هفته ای که نوشتن طنزسیاسی در روزنامه جامعه را آغاز کردم، مطلبی نوشتم که اگر زمانی مرا دستگیر کردند و به تلویزیون آوردند و به هر چیزی اعتراف کردم، همه اش دروغ است و از حالا آن نوشته ها را تکذیب می کنم. بعدتر وقتی ماجرای قتلهای زنجیره ای اتفاق افتاد، قرار بود که وزارت اطلاعات برخی مجرمین سابقه دار را وادار کند که به قتلهای زنجیره ای اعتراف کنند، بعد از آن هم قرار شد همان متهمان قتلهای زنجیره ای که تحت بازجویی شدید بودند، اعتراف کنند که قتلها را به دستور اسرائیل و آمریکا انجام داده اند، این فکر باعث بوجود آمدن فکر نمایش اعتراف شد.
و همه چیز از یک اعتراف ساده در یک آشپزخانه ساده شروع شد. یک ضبط صوت را روشن کردم و شروع کردم به اعتراف کردن، به همین راحتی، و برای مسخره بازی. نیم ساعتی اعتراف کردم، یکی دو هفته بعد همین را برای بهروز افخمی و علی معلم پخش کردم، بهروز افخمی رفت در نقش بازجو و شروع کرد به سووال کردن و من هم جواب دادم. بعدا همان نوار را پیاده کردم روی کاغذ و بازنویسی کردم. تقریبا در بازنویسی آن ده درصد هم تغییر اتفاق نیافتاد. کتاب " اعتراف" درست زمانی توسط نشرنی منتشر شد که من برای دومین بار به زندان افتاده بودم. این کتاب تک گوئی " سیدابراهیم نبوی" است که دستگیر شده و در زندان اعتراف می کند که کلیه قتلهای زنجیره ای را انجام داده است. در ابتدای کتاب آمده است " این داستان واقعی است و کلیه شخصیت های آن، جز شخصیت های اطلاعاتی، امنیتی، سیاسی و فرهنگی، واقعی هستند." کتاب اعتراف به محض انتشار دو تا سه بار تجدید چاپ شد. این کتاب هجویه ای است بر سیستم اعتراف گیری وزارت اطلاعات که انتشار آن برای خودم هم در آن زمان عجیب بود.
نکته گفتنی این که من بعد از انتشار این کتاب محاکمه شدم و در دادگاه به اشتباهاتم اعتراف کردم. آیه قرآنی که در آغاز اعترافات زندانم بود، دقیقا همان آیه قرآنی بود که در کتاب اعتراف نوشته شده بود.
در همان زمان با بهروز افخمی که نماینده مردم در مجلس ششم شده بود، مذاکره کردم تا این نوشته را تبدیل به فیلم سینمایی کنیم، اما عملا کاری صورت نگرفت.
بعد از بیرون آمدن از ایران، با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا( VOA ) مشغول به کار شدم و برنامه ای به نام اعتراف برای آنها درست کردم. در این برنامه ها، من اعتراف می کردم که سیامک پورزند، یا علی افشاری، یا محسن سازگارا، یا احسان باطبی، یا صدام حسین، یا بابانوئل هستم و به گناهانی که مرتکب نشده بودم، اعتراف می کردم. از آن برنامه ها دو مورد پخش نشد، به دلیل تعارض با سیاستهای صدای آمریکا( یکی درباره صدام حسین و یکی درباره فیدل کاسترو) و بقیه پخش شد، ولی نسخه اصلی آنها در صدای آمریکا از بین رفت و من چیزی از آنها را ندارم. این اعترافات زمانی پخش می شد که بساط اعتراف گیری در سالهای 1383 تا 1384 شدت گرفته بود.
بعدها باز هم فایل های تصویری اعتراف را درست کردم و چندین اعتراف را هم نوشتم. یک بار هم اعترافات محمد خردادیان را روی صحنه بازی کردم. آخرین کاری که به عنوان اعتراف انجام دادم، اعتراف ابطحی در زندان است که این فایل در یوتیوب بیش از 150 هزار بار بازدید شده است.
نظرات
گرفتن ار اس اس نظرات این مطلب.