این غضنفرها، قسمت دوم
چهارشنبه, 08 شهریور 1385
بچه اردبیل بود
یک روز یک بچه اردبیلی با بچه تهرونی یه دعواش می شه.
بچه تهرونی یه می گه: می زنم پک و پوزتو جیک ثانیه صاف می کنم.
بچه اردبیلی می گه: برو بینیم بابا! تو اصلا وجودش رو نداری! من بچه اردبیل ام
بچه تهرونی می گه: آقا رو! تو بچه اردبیلی؟ منم بچه امام حسین ام!
اردبیلی یک نگاهی به بچه تهرونی یه می کنه و در حالی که اشک می ریخته، می گه: جدا راست می گی؟ علی اصغر توئی؟ چقدر قیافه ات عوض شده!
این غضنفر ها، قسمت اول
چهارشنبه, 08 شهریور 1385
و خدا غضنفر را آفرید
غضنفر صبح وایستاده بود جلوی آینه و خودش رو نگاه می کرد، گفت: خدایا! آفریدی؟ ریدی!